Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for مارس 2011

جناب موسوی ؛
باز هم سلام ، این بار بر خلاف نامه های قبلی ، شما را به اسارت گرفته اند و آزادی را از شما سلب کرده اند . دوست داشتم همچون سال پیش از آن حدّاقل آزادی عمل بهره مند می بودید و سال نوی ایرانی را با پیامی ضمن تبریک ، با آن قریحه ی هنری آمیخته با سیاست نام گذاری می کردید . ولی امتداد حاکمیت مستبد و مبتنی بر جهل توده ها که چون خراشیست بر چهره ی این دوشیزه ی عزیز ما ، ایران ، مانع از آن شد .
ای کاش این گونه نمی بود تا به شما چند کلمه ای می نوشتم که :

مهندس عزیز ؛
سال پیش رو ، سال به سرآمدن انتظارهاست ، سال همگرایی از برای آزادی .

حتماً به یاد دارید آن روز های آغازین را ، چند ماه پیش از انتخابات هشتاد و هشت . آن زمان که هدف جمله ی ما «مشارکت حدّاکثری» مردم در این حرکت اجتماعی بزرگ بود . آن روز ها که هرکدام خون دل می خوردیم تا ، هر چه بیشتر مردم را درگیر در این کار زار کنیم . و این امر سرانجام با ساعت ها خون دل خوردن رفیقان و دوستان در روز واقعه ، میسّر شد ؛ و این خود آغاز پیروزی بود .
پس از آن ، با کودتای بیمار و شکست خورده ی هم تباران اهریمن ، همه ما به ناگاه ، خود را ، در میدانگاه یک کارزار نو یافتیم . امّا اینبار هم ، اندیشه ی بسیاری از میان ما ، همچون پیش از آن ، یک چیز بود ،» مشارکت حدّاکثری» . نام ، همان نام بود امّا اینبار مقصود و اراده کمی متفاوت بود . و باز هم تکاپوی یاران و رفیقان و پیش از همه خود شما ، آغاز شد . تکاپویی که همچنان باقیست ، اگرچه که یکی از راهبرانش را به اسارت گرفته اند .

و گویی سالی که در آستانه ی آغاز آن قرار گرفته ایم ، سالیست که آن روز واقعه ، در آن واقع شده است ، روزی برای پیروزی .

Read Full Post »

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: