Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for نوامبر 2009

بهمن 57 است و زمستان بوي بهار مي دهد؛سال59 و جنگ آغازشده وذره ذره به سال67 نزديك مي شويم.تابستان 67 بس ناجوانمردانه داغ است! داغ و سوزان!!
فزون از چهار هزار درخت سبز و خرم از نعمت زندگي محروم مي شوند وبدست ضحاك صفتان زمان بروي زمين مي غلتند؛ازآن پس آسمان تيره وسياه ميشود و مردم اين خاك خدايي ازديدن آسمان آبي و خورشيد خوش خرام محروم مي شوندوهر روز اين سياهي بيشتر از گذشته رخ در رخ آسمان آبي مي كشد.
مردمي كه روزگاري درزمستان به هم نويد بهار مي دادند اينك دربهار هم از روح يخ زده بختشان مي نالند واز يكديگر سراغ بهار را مي گيرند و هردياري را به اميد بهار زير پا مي گذارند؛اما انگار بهار نيست واز ابتدا هم نبوده.
سال88آمده ؛گويي پژواك صداي برگ درختان ديروز در كوچه باغ نهال هاي امروز پيچيده.آسمانِ آبي هم تصميم گرفته تا بر سياهي ها چيره شود اما منتظراست،منتظر آنكه باغباناني كه در زماني نه چندان دور باغشان در زير آتش ضحاك ساخته ،سوخت، رو به او كنند و او را در نبرد با اهريمن ياري كنند.
مردم دوباره به هم وعده بهار مي دهند و گويي كسي خبر آورده كه بهار پيدا شده.
اما آيا باغبانان رو به آسمان خواهند كرد و جلوه درياي وجود خود را به مردم اين ديار مي نمايانند ؟
اميد دارم؛اميد دارم كه باغبان از درخت سبز تر و از آسمان آبي تر باشد …
تقديم به همه آنان كه جوانشان را ضحاك با خود برد

Advertisements

Read Full Post »

نامه زير را ازطريق سايت كلمه براي رئيس جمهور فرستادم و اميدوارم ايشان آن را ببينند.
آقاي رئيس جمهور براي من سوال شده كه چرا رئيس جمهور ما كابينه تعيين نمي كنه!
آقاي رئيس جمهور لطفاً كابينه تعيين كنيد؛لطفاً!
راي اعتمادِ آن هم با يك مجلس چند صد هزار نفري شايد هم چند ميليوني! توي فضاي مجازي؛نه يك مجلس دست نشانده صدوچند نفري.
از بچه هاي سايت كلمه مي خواهم يك در خواست كنم وآن هم اينكه لطفاًنامه من را به دست رئيس جمهور برسانيد واز آقاي رئيس جمهور هم دو خواسته دارم اول اينكه وقتي نامه ام راخوانند اگر شده يك ايميل خالي هم شده برام بزنند تا بدانم نامه ام توسط ايشان خوانده شده دوم اينكه لطف كنند و كمي بيشتر ازاين براي نامه من وقت بگذارند وبه دو آدرس زير بروند واين دو دكلمه را به ياد من گوش كنند.واي كاش خانوم محتشمي پور وساير بستگان اسيران اين روزها هم بتوانند بشنوند مثلا با انتشار در سايتتون البته بااجازه صاحب اثر. به اميد روزي كه بتوانم ايشان را از نزديك ببينم.
هميشه سبز وهميشه سربلند باشيد
http://www.songsdaily.com/blogs/songsdaily/archives/2008/12/post_167.html
http://www.songsdaily.com/blogs/songsdaily/archives/2008/09/post_166.html

Read Full Post »

چندي پيش در سايت»پيك نت» مطلبي راخواندم با اين مضمون كه نبايد همه نظاميان را به يك چشم ديد؛
حالا مي خواهم شرح يك اتفاق در روز سيزده آبان رابدهم كه تاييدي است برآن مطلب اشاره شده.
خودتان قضاوت كنيد:
روز سيزده آبان ،حدود ساعت 10 صبح يك حلقه تظاهرات در ميدان آرژانتين شكل مي گيرد و مردم شروع به شعار دادن مي كنند.
در بين مردم مردي فرياد ميزند «مرگ بر ديكتاتور» هم نوا با بقيه مردم؛ اما كمي متفاوت از ساير مردم.
«مردي» بالباس نظامي ؛ اما نه از نوع لباس استتار نيرو هاي سركوب مردم سبزانديش ؛لباسي كه با نگاه بر روي دوش آن مي فهميدي كه صاحب آن يك سرهنگ 2 ارتش است!
بله اينبار هم يكي ديگر از صحنه هاي به ياد ماندني روزهاي زندگي سبز در مقابل چشم مردم قرار گرفته بود؛ويكي از فرزندان راستين اين خاك راه بابك ها را براي خود برگزيده بود ، واما راه بابك راهي است كه تو را مي خواند كه مقابل ظلم «خليفه»سكوت نكني حتي اگر فرستادگان خليفه اعضاي بدن تورا قطع كردند!
آري تاريخ اين بار درمقابل چشمان مردم در تهران تكرار مي شد؛وبازهم نيروهاي خليفه آمدند و بابك زمان را به اسارت گرفتند؛كلاه نظامي اش را زير پا لگد مال كردند و خودش رانيز به سياه چاله هاي خليفه زمان بردند.

Read Full Post »

جهان گذران

چـون‌ داد عـادلان‌ بـه‌ جـهـان‌ در بـقا نكرد … بــيــداد ظـالـمـان شـمــا نـيــز بـگـذرد
در مملكت‌ چو غرش‌ شيران‌ گذشت‌ و رفت‌ …ايـن عـوعـو سـگـان شـمـا نـيــز بـگـذرد
ايـن‌ نـوبت‌ از كـسان‌ به‌ شما ناكسان‌ رسيد … نـوبـت ز نـاكـسـان شـمـا نـيـز بــگــذرد
اي‌ تـو رمـه‌ سـپـرده‌ بـه‌ چوپان‌ گرگْ‌طبعْ … ايـن گـرگـي شـبـان شـمـا نـيـز بـگـذرد
پـيـل‌ فـنـا كـه‌ شـاه‌ بـقا مات‌ حكم‌ اوست‌ … هــم بــر پـيـادگــان شـمـا نـيـز بـگذرد

(گزیده ای از قصیده سیف فرغانی)

Read Full Post »

۲۳ خرداد شد و ورق برگشت . همه معادلات متحول شد . و ناگهان ۲۵ خردادی رسید و جمعیتی باور نکردنی و دفاع جانانه مردم از رایشان . موسوی به میدان آمد و صحنه ای خلق شد به یاد ماندنی در دل تاریخ همه آزادیخواهان .

پس از آن در مهندس موسوی متانتی یافتم که باور کردم او در حال حاضر بهترین گزینه است برای هدایت جنبشی که حاصل بغض فروخورده یک ملت است . مهدی کروبی فرزند احمد ، هنوز هم جای خود را دارد در ذهنم اما نه به عنوان چانه زنی . زمان این حرفها گذشته است دیگر . او امروز به شیخ شجاع معروف شده است و حقیقتا هم خوب عمل کرده در بت و تابو شکنی هایش لیکن متانت موسوی و عدم خود بزرگ بینی او و احترامش به خود جوش بودن جنبش سبز ، باورم را بر او قوی و قوی تر میدارد .

بر جمله » جمهوری اسلامی ، نه کلامی بیش و نه کلامی کم » با او مخالفم اما امروز مشخص است که بازگشت او به حقی که ملت برایش محقق کرده ، به نوعی به معنای فرو پاشی نظام توتالیتر ولایت فقیهی است و در بستر حاصل از این پیروزی ، سهم خود و شعار خود را مطالبه خواهیم کرد .

در آخر اینکه او را نمیپرستم و از او بت نمیسازم اما در این مقطع از تاریخ و تا آن زمان که بر رای و خواست مردم پای میفشرد ، بهترین گزینه است .
برگرفته از وبلاگ http://sightt.blogfa.com

Read Full Post »

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: