<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	>

<channel>
	<title>شکوه رقص سبز به جلوه آید همی</title>
	<atom:link href="http://raghsesabz.wordpress.com/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://raghsesabz.wordpress.com</link>
	<description>جز انتظار و جز استقامت وطن چاره ندارد</description>
	<lastBuildDate>Sun, 20 Mar 2011 15:40:48 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
<cloud domain='raghsesabz.wordpress.com' port='80' path='/?rsscloud=notify' registerProcedure='' protocol='http-post' />
<image>
		<url>http://s2.wp.com/i/buttonw-com.png</url>
		<title>شکوه رقص سبز به جلوه آید همی</title>
		<link>http://raghsesabz.wordpress.com</link>
	</image>
	<atom:link rel="search" type="application/opensearchdescription+xml" href="http://raghsesabz.wordpress.com/osd.xml" title="شکوه رقص سبز به جلوه آید همی" />
	<atom:link rel='hub' href='http://raghsesabz.wordpress.com/?pushpress=hub'/>
		<item>
		<title>نامه ای به مهندس موسوی / نامه ی چهارم</title>
		<link>http://raghsesabz.wordpress.com/2011/03/20/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d9%87%d9%86%d8%af%d8%b3-%d9%85%d9%88%d8%b3%d9%88%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%db%8c-%da%86%d9%87%d8%a7%d8%b1%d9%85/</link>
		<comments>http://raghsesabz.wordpress.com/2011/03/20/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d9%87%d9%86%d8%af%d8%b3-%d9%85%d9%88%d8%b3%d9%88%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%db%8c-%da%86%d9%87%d8%a7%d8%b1%d9%85/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 20 Mar 2011 15:37:07 +0000</pubDate>
		<dc:creator>raghsesabz</dc:creator>
				<category><![CDATA[Uncategorized]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://raghsesabz.wordpress.com/?p=188</guid>
		<description><![CDATA[جناب موسوی ؛ باز هم سلام ، این بار بر خلاف نامه های قبلی ، شما را به اسارت گرفته اند و آزادی را از شما سلب کرده اند . دوست داشتم همچون سال پیش از آن حدّاقل آزادی عمل بهره مند می بودید و سال نوی ایرانی را با پیامی ضمن تبریک ، با [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=raghsesabz.wordpress.com&amp;blog=9350924&amp;post=188&amp;subd=raghsesabz&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>جناب موسوی ؛<br />
باز هم سلام ، این بار بر خلاف نامه های قبلی ، شما را به اسارت گرفته اند و آزادی را از شما سلب کرده اند . دوست داشتم همچون سال پیش از آن حدّاقل آزادی عمل بهره مند می بودید و سال نوی ایرانی را با پیامی ضمن تبریک ، با آن قریحه ی هنری آمیخته با سیاست نام گذاری می کردید . ولی امتداد حاکمیت مستبد و مبتنی بر جهل توده ها که چون خراشیست بر چهره ی این دوشیزه ی عزیز ما ، ایران ، مانع از آن شد .<br />
ای کاش این گونه نمی بود تا به شما چند کلمه ای می نوشتم که :</p>
<p>مهندس عزیز ؛<br />
سال پیش رو ، سال به سرآمدن انتظارهاست ، سال همگرایی از برای آزادی .</p>
<p>حتماً به یاد دارید آن روز های آغازین را ، چند ماه پیش از انتخابات هشتاد و هشت . آن زمان که هدف جمله ی ما &#8220;مشارکت حدّاکثری&#8221; مردم در این حرکت اجتماعی بزرگ بود . آن روز ها که هرکدام خون دل می خوردیم تا ، هر چه بیشتر مردم را درگیر در این کار زار کنیم . و این امر سرانجام با ساعت ها خون دل خوردن رفیقان و دوستان در روز واقعه ، میسّر شد ؛ و این خود آغاز پیروزی بود .<br />
پس از آن ، با کودتای بیمار و شکست خورده ی هم تباران اهریمن ، همه ما به ناگاه ، خود را ، در میدانگاه یک کارزار نو یافتیم . امّا اینبار هم ، اندیشه ی بسیاری از میان ما ، همچون پیش از آن ، یک چیز بود ،&#8221; مشارکت حدّاکثری&#8221; . نام ، همان نام بود امّا اینبار مقصود و اراده کمی متفاوت بود . و باز هم تکاپوی یاران و رفیقان و پیش از همه خود شما ، آغاز شد  . تکاپویی که همچنان باقیست ، اگرچه که یکی از راهبرانش را به اسارت گرفته اند . </p>
<p>و گویی سالی که در آستانه ی آغاز آن قرار گرفته ایم ، سالیست که آن روز واقعه ، در آن واقع شده است ، روزی برای پیروزی .</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/raghsesabz.wordpress.com/188/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/raghsesabz.wordpress.com/188/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/raghsesabz.wordpress.com/188/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/raghsesabz.wordpress.com/188/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/raghsesabz.wordpress.com/188/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/raghsesabz.wordpress.com/188/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/raghsesabz.wordpress.com/188/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/raghsesabz.wordpress.com/188/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/raghsesabz.wordpress.com/188/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/raghsesabz.wordpress.com/188/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/raghsesabz.wordpress.com/188/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/raghsesabz.wordpress.com/188/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/raghsesabz.wordpress.com/188/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/raghsesabz.wordpress.com/188/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=raghsesabz.wordpress.com&amp;blog=9350924&amp;post=188&amp;subd=raghsesabz&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://raghsesabz.wordpress.com/2011/03/20/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d9%87%d9%86%d8%af%d8%b3-%d9%85%d9%88%d8%b3%d9%88%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%db%8c-%da%86%d9%87%d8%a7%d8%b1%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/d7e9f60a1e136f31ad6ae795fb59969d?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">raghsesabz</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>ریشه ها به کجا می رسند ؟</title>
		<link>http://raghsesabz.wordpress.com/2011/02/16/%d8%b1%db%8c%d8%b4%d9%87-%d9%87%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%da%a9%d8%ac%d8%a7-%d9%85%db%8c-%d8%b1%d8%b3%d9%86%d8%af-%d8%9f/</link>
		<comments>http://raghsesabz.wordpress.com/2011/02/16/%d8%b1%db%8c%d8%b4%d9%87-%d9%87%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%da%a9%d8%ac%d8%a7-%d9%85%db%8c-%d8%b1%d8%b3%d9%86%d8%af-%d8%9f/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 16 Feb 2011 13:04:14 +0000</pubDate>
		<dc:creator>raghsesabz</dc:creator>
				<category><![CDATA[Uncategorized]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://raghsesabz.wordpress.com/?p=186</guid>
		<description><![CDATA[دوشنبه 25 بهمن 1389 : عدم حرکت و اعتراض مردم آذربایجان و تبریز . تبریزی که امروز بیش از هر زمان دیگری در طول سی و دو سال گذشته ، زیر سلطه و نفوذ تجزیه طلبان است . آنها که سوابق تاریخی اسلافشان به روشنی و کاملاً مستند ، ننگِ وابستگی به بیگانگان و از [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=raghsesabz.wordpress.com&amp;blog=9350924&amp;post=186&amp;subd=raghsesabz&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>دوشنبه 25 بهمن 1389 : عدم حرکت و اعتراض مردم آذربایجان و تبریز . تبریزی که امروز بیش از هر زمان دیگری در طول سی و دو سال گذشته ، زیر سلطه و نفوذ تجزیه طلبان است . آنها که سوابق تاریخی  اسلافشان به روشنی و کاملاً مستند ، ننگِ وابستگی به بیگانگان و از جمله شوروی را با خود به  همراه دارد .<br />
سه شنبه 26 بهمن 1389 :  انقاد روشن مقامات روسیه از ایالات متّحده به خاطر اعلام حمایت از حرکت مردم در 25 بهمن  و موضعی که بوی پشتیبانی حتّی از براندازی نظام جمهوری اسلامی را می دهد . ( بر خلاف سال گذشته که علیرغم چنان تظاهرات هایی حاضر به وارد شدن به موضوع ایران از درب قدرت و محکومیت صریح خشونت علیه مردم ایران ، نشدند .)<br />
 داخل پرانتز : نمی دانم چرا ، ولی در طول نوشتن این چند خط همواره ، به یاد می آورم  آن گمانه زنی هایی را که پیرامون وابستگی مستدلّ کسی چون ری شهری به روسیه و شوروی شنیده ام . همان کسی که مسبب اعدام شخصی بود که به سرعت پس از انقلاب 57 ، نسبت به بیرون راندن وابستگان روسیه از کشور ، اقدام کرد ؛ یعنی صادق قطب زاده .</p>
<p>و همچنین قابل توجّه جبهه مشارکت :<br />
من به عنوان کسی که در تمام مدّت پس از انتخابات سعی در روشنگری مردم داشته و در بسیاری از تجمّعات شرکت کرده و سینه خود را سپر بلا کرده ،  اعلام می کنم اینجانب به کمتر از یک رفراندم با حضور نیرو های گوناگون و متشکّل از تک تک هوطنانم رضایت نخواهم داد . رفراندومی که فکر می کنم  دست کم باید یکسال پس از خلع قدرت از دست تمامیت خواهان برگزار شود تا بواسطه ی این فاصله ی زمانی ، آنها که امکانات قابل توجّهی در طول تمام این سال ها در اختیار نداشته اند ، فرصت رساندن صدای خود به مردم را پیدا کنند .<br />
و می دانم بسیاری از همراهان این حرکت و جنبش که ای بسا سابقه ی همکاری با بسیج و حکومت را دارند ، هیچ ابایی از برگزای یک رفراندوم در یک محیط برابر را ، بر خلاف آنچه که عدّه ای تبلیغ می کنند ، ندارند . چرا که به باور من ، در میان ایرانیان همواره محکوم کردن عدّه ای کثیر به خواسته ی اندکی قلیل ، نکوهیده قلمداد میشده است . اگرچه در طول این سالها عدّه ای بر آن شدند این سرمایّه ی اجتماعی ایرانیان را با پیش کشیدن بحث های نوظهور و مذهبی ، از میان ببرند ؛ امّا من جامعه ایران را ، بدور از اختلاف افکنی های سیستماتیک ، آماده پذیرش نظر غالب می دانم . جامعه ای که مردمان عادّی برایشان تلاش برای آبادانی کشور در یک فضای با ثبات و امنیت ، مهمتر از نام آن اندیشه ای است که حاکم است ، اسلام یا . . .<br />
و در آن رفراندوم ای بسا کسانی چون من ، یک قانون اساسی سکولار و یک نظام مبتنی بر رای مردم ،  و بدور از محور قرار گرفتن یک فرد را برگزینند .</p>
<p>•	تلاش می کنم در روز های پیش رو شرحی از مشاهدات خودم در 25 بهمن ارائه کنم . امّا اکنون نوشتن و انتشار این چند خط را مهمتر و واجب تر  می دانم .</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/raghsesabz.wordpress.com/186/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/raghsesabz.wordpress.com/186/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/raghsesabz.wordpress.com/186/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/raghsesabz.wordpress.com/186/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/raghsesabz.wordpress.com/186/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/raghsesabz.wordpress.com/186/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/raghsesabz.wordpress.com/186/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/raghsesabz.wordpress.com/186/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/raghsesabz.wordpress.com/186/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/raghsesabz.wordpress.com/186/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/raghsesabz.wordpress.com/186/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/raghsesabz.wordpress.com/186/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/raghsesabz.wordpress.com/186/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/raghsesabz.wordpress.com/186/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=raghsesabz.wordpress.com&amp;blog=9350924&amp;post=186&amp;subd=raghsesabz&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://raghsesabz.wordpress.com/2011/02/16/%d8%b1%db%8c%d8%b4%d9%87-%d9%87%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%da%a9%d8%ac%d8%a7-%d9%85%db%8c-%d8%b1%d8%b3%d9%86%d8%af-%d8%9f/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/d7e9f60a1e136f31ad6ae795fb59969d?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">raghsesabz</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>مشاهدات پنجشنبه ، چهاردهم بهمن ماه 1389</title>
		<link>http://raghsesabz.wordpress.com/2011/02/03/%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%87%d8%af%d8%a7%d8%aa-%d9%be%d9%86%d8%ac%d8%b4%d9%86%d8%a8%d9%87-%d8%8c-%da%86%d9%87%d8%a7%d8%b1%d8%af%d9%87%d9%85-%d8%a8%d9%87%d9%85%d9%86-%d9%85%d8%a7%d9%87-1389/</link>
		<comments>http://raghsesabz.wordpress.com/2011/02/03/%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%87%d8%af%d8%a7%d8%aa-%d9%be%d9%86%d8%ac%d8%b4%d9%86%d8%a8%d9%87-%d8%8c-%da%86%d9%87%d8%a7%d8%b1%d8%af%d9%87%d9%85-%d8%a8%d9%87%d9%85%d9%86-%d9%85%d8%a7%d9%87-1389/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 03 Feb 2011 19:01:24 +0000</pubDate>
		<dc:creator>raghsesabz</dc:creator>
				<category><![CDATA[Uncategorized]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://raghsesabz.wordpress.com/?p=183</guid>
		<description><![CDATA[آنچه در ادامه می آمد مشاهدات شخصی من در طول مسیر میدان انقلاب تا امام حسین ، از حوالی ساعت چهار بعد از ظهر به بعد می باشد . از غرب وارد میدان انقلاب شدم . با نزدیک شدن به میدان انقلاب ، تعدادی از ماشین های اداره ی آگاهی از قبیل بنز و همچنین [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=raghsesabz.wordpress.com&amp;blog=9350924&amp;post=183&amp;subd=raghsesabz&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>آنچه در ادامه می آمد مشاهدات شخصی من در طول مسیر میدان انقلاب تا امام حسین ، از حوالی ساعت چهار بعد از ظهر به بعد می باشد  .<br />
از غرب وارد میدان انقلاب شدم . با نزدیک شدن به میدان انقلاب ، تعدادی از ماشین های اداره ی آگاهی از قبیل بنز و همچنین ون ، که در اطراف میدان پهلو گرفته بودند ، قابل مشاهده بود . در کنار این ماشین های دولتی ، تعدادی اتومبیل های شخصی بدون هیچ آرم و پلاک دولتی قابل مشاهده بودند که به احتمال قریب به یقین مربوط می شدند به گردان لباس شخصی . عرض خیابان کارگر را طی کردم ، در ظلع شمال شرق میدان ، چیزی توجه من را خیلی به خود جلب کرد ، چیزی که بویی از طرحی تازه در روش های سرکوب و اوباش گری حکومت داشت ، اتوبوسی بدون پلاک و شماره و پر از نیروهایی فاقد هیچ گونه لباس رسمی و سازمانی . تا اکنون هیچگاه ندیده بودم اینچنین عیان و روشن تعداد زیادی از لباس شخصی ها را در گوشه ای از منطقه ی عملیاتی مردم استقرار بدهند .<br />
چند قدمی جلو آمدم و از عرض خیابان انقلاب گذشتم ، در میان جمعیت جوان داخل پیاده رو به سوی جنوب حرکت کردم . در میانه ی راه حضور یکی دو مامور نیروی انتظامی که از مغازه ای به مغازه ی دیگر می رفتند ، توجه من را به خود جلب کردند . تقریباً تا مقابل درب اصلی دانشگاه به پیشرفتم و پس آن تغییر مسیر دادم به سوی شمال . متوجه شدم ماموران نیروی انتظامی که پیش از این دیده بودم ، در حال اجبار مغازه داران به بستن مغازه ها و پاساژ ها هستند . به بهانه ی خرید وارد یک مغازه شدم . همزمان با ورود من مامور نیروی انتظامی از مغازه خارج شد . به مغازه داران گفته بودند زودتر مغازه را تعطیل کنید . هنگام تحویل گرفتن سفارشم به مغازه دار گفتم ،<br />
 داستان چیه ؟ چرا همه مغازه ها دارند تعطیل می کنند ؟<br />
با ناراحتی و صدای بلند  گفت :<br />
هیچی بابا ، فردا خامنه ای می خواد بیاد نماز بخونه و اینها دارن از حالا امنیت برقرار می کنند ! از یه روز قبل اومدند اینجا امنیت برقرار کنند ! (توجه کنید ، مغازه دار پسر جوانی بود و اصلاً اطّلاعی نداشت عدّه ای قرار گذاشته اند تا امروز دست به تظاهرات بزنند و به گمانم حتماً بسیاری از کسان دیگر هم که حضور ماموران را در خیابان ها دیده اند اینگونه این مساله را برای خود توجیه کرده اند )<br />
از مغازه بیرون آمدم ، به سوی شرق ادامه ی مسیر دادم . در طول مسیر حضور تعدای موتور سوار در خیابان توجه من را به خود جلب کردند . موتور سوارانی که تعدادی شان سرباز بودند و تعدادی شان نیز جزو گردان لباس شخصی بودند .(بد نیست در این نقطه یک مساله را خاطر نشان کنم ، و آن اینکه از پس از تاریخ 22 بهمن سال گذشته ، با تردّد در شهر می توان مونور سوارانی را پیدا کرد که بر روی موتور هایی  بدون هیچ گونه پلاک و مشخّصه ای ، در حال تردّد در سطح شهر اند . بِرند موتور های این موتور سوارها یا همان اعضای گردان لباس شخصی معمولاً &#8220;تریل&#8221; و &#8220;کاوازاکی&#8221; است . که این موتور های غالباً تازه کار و یک شکل ، و همچنین فاقد پلاک  می توانند گواهی دهنده ی یک تشکیلات نو ظهور در میان لباس شخصی ها و همچنین سپاه محمّد رسول الله باشند . تشکیلاتی که یکی ازوظایفش گشت زنی و رصد اوضاع خیابان های تهران ، حتّی در روز های عادّی است )<br />
در ادامه ی مسیر به چهار راه ولی عصر رسیدم . همانطور که انتظر داشتم آنجا هم تعدادی ماشین و مامور قابل دیدن بودند . نبش خیابان ولیعصر و انقلاب ، داخل خیابان  ولیعصر ، یک ون نیروی انتظامی قابل مشاهده بود . همچنین در مقابل پارک دانشجو نیز دو بنز سواری نیروی اتظامی قابل مشاهده بودند . نکته قابل توجه اینکه ، تقریباً از این منطقه به بعد ، ما شاهد حضور اتومبیل راهنمایی رانندگی به جای گشت های آگاهی هستیم . اتومبیل هایی که ، در هر منطقه ای که به چشم می آیند مستقر شده اند ؛ از خیابان باریکی مثل خارک گرفته تا زیر پل کالج . در نزدیکی میدان فردوسی ، هر چند متر یک سرباز مستقر شده بود ، آنهم سرباز های راهنمایی و رانندگی ، البتّه با آرایشی که خاصّ شرایط سرکوب حرکت های اعتراضی است نه کنترل اتومبیل ها .<br />
سوار بر یک پیکان از میدان فردوسی ، به سوی میدان امام حسین راهی شدم . راننده و نفر جلویی متوجّه حضور غیر عادّدی نیروها ی انتظامی شده بودند . نفر جلویی یک پسر جوان و البتّه با ظاهری کاملاً بسیجی بود . برام خیلی جالب بود که از قرار تجمّع امروز خبر داشت . می گفت بچّه ها (!) توی اینترنت قرار می گذارند بیان بیرون تا اینها را سر کار بگذارند . اینها (حکومتی ها ) هم نیروها شان را در خیابان مستقر می کنند . برای این هم که بگویند نترسیده اند ، فقط ماشین های راهنمایی و رانندگی را آورده اند ( تا قبل از این متوجّه این مسئله نشده بودم ، به نظرم منطق درستی را پیروی می کرد) . با یک دید خوشبینانه ، پسر جوان باید از ریزشی های حوادس بیست ماه گذشته ، می بود . وقتی به وی نگاه می کردم ، حس می کردم او ثمره همین اطّلاع رسانی هاست ، ثمره ی ساعت ها زحمت که بچّه ها در داخل و خارج کشور به خود تحمیل کرده ند . او نشانه بود ، نشانه ی شنیده شدن یک صدا &#8230;<br />
وقت پیاده شدن بود . در میدان امام حسین  تعداد زیادی نیرو و خودرو های نیروی انتظامی قابل مشاهده بود . حجم نیرو ها به چشم من ، با توجّه به مکان ، یعنی میدان امام حسین ، زیاد بود . پیش از این ، مگر در مراسم تاسوعا و عاشورای 88 به یاد ندارم که در میدان امام حسین درگیری شدید پیش آمده باشد . و به همین جهت اصلاً انتظار چنین حضوری که کاملاً قابل مقایسه با نیرو های میدان انقلاب بودند ، را ، در میدان امام حسین  نداشتم . نیرو ها منتشکّل بودند از بنز های نیرو ی انتظامی ، سرباز ها و ون ها و همچنین ، همچون میدان انقلاب ، خودرو و یا خودرو هایی با پلاک های شخصی و بدون هیچ گونه نشان خاصّ که به طور کاملاً مشخّص متعلّق بودند به نیرو های لباس شخصی .</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/raghsesabz.wordpress.com/183/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/raghsesabz.wordpress.com/183/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/raghsesabz.wordpress.com/183/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/raghsesabz.wordpress.com/183/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/raghsesabz.wordpress.com/183/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/raghsesabz.wordpress.com/183/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/raghsesabz.wordpress.com/183/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/raghsesabz.wordpress.com/183/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/raghsesabz.wordpress.com/183/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/raghsesabz.wordpress.com/183/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/raghsesabz.wordpress.com/183/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/raghsesabz.wordpress.com/183/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/raghsesabz.wordpress.com/183/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/raghsesabz.wordpress.com/183/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=raghsesabz.wordpress.com&amp;blog=9350924&amp;post=183&amp;subd=raghsesabz&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://raghsesabz.wordpress.com/2011/02/03/%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%87%d8%af%d8%a7%d8%aa-%d9%be%d9%86%d8%ac%d8%b4%d9%86%d8%a8%d9%87-%d8%8c-%da%86%d9%87%d8%a7%d8%b1%d8%af%d9%87%d9%85-%d8%a8%d9%87%d9%85%d9%86-%d9%85%d8%a7%d9%87-1389/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/d7e9f60a1e136f31ad6ae795fb59969d?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">raghsesabz</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>این شاخاب همیشه فارس خواهد ماند حتّی اگر میزبان این جام ، یک کشور عربی باشد !</title>
		<link>http://raghsesabz.wordpress.com/2010/12/02/%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d8%a7%d8%a8-%d9%87%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%af-%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%af-%d8%ad%d8%aa%d9%91%db%8c-%d8%a7%da%af/</link>
		<comments>http://raghsesabz.wordpress.com/2010/12/02/%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d8%a7%d8%a8-%d9%87%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%af-%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%af-%d8%ad%d8%aa%d9%91%db%8c-%d8%a7%da%af/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 02 Dec 2010 20:43:26 +0000</pubDate>
		<dc:creator>raghsesabz</dc:creator>
				<category><![CDATA[Uncategorized]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://raghsesabz.wordpress.com/?p=180</guid>
		<description><![CDATA[ساعاتی پیش فدراسیون جهانی فوتبال ، قطر را به عنوان میزبان بازی های جام جهانی فوتبال در سال 2022 اعلام کرد . با نگاهی به تاریخچه ی این بازی ها در می یابیم این کشور ، یعنی قطر کوچکترین کشور میزبان این بازی ها در طول تمام دوره های گذشته است . امّا در عین [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=raghsesabz.wordpress.com&amp;blog=9350924&amp;post=180&amp;subd=raghsesabz&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img src="http://www.payvand.com/news/07/mar/Persian-Gulf-Env-Art1.jpg" alt="" /></p>
<p>
ساعاتی پیش فدراسیون جهانی فوتبال ، قطر را به عنوان میزبان بازی های جام جهانی فوتبال در سال 2022 اعلام کرد .<br />
با نگاهی به تاریخچه ی این بازی ها در می یابیم این کشور ، یعنی قطر کوچکترین کشور میزبان این بازی ها در طول تمام دوره های گذشته است . امّا در عین حال پیشوند هایِ دیگری را نیزبا خود به یدک می کشد از آن جمله اند : نخستین کشور در خاورمیانه ، نخستین کشور عرب و همچنین نخستین کشور مسلمان . حاکمیت قطر طیّ سال های اخیر تلاش های فراوان و به گواه برخی ناظران ، سیستماتیکی را آغاز کرد تا به عنوانِ میزبان این بازی ها دست پیدا کند . از جمله ی این تلاش ها صرف میلیون ها دلار تا این مرحله و همچنین اعلام پذیرش تیم ملّی اسرائیل ( در صورت راهیابی) و همچنین مردم این کشور در قطر و در هنگام اجرای بازی ها ، به عنوان یک اقدام سیاسی در کنار اقدام های مالی آنها است . این تلاش ها تا آنجاست که می توان دریافت برگزای این بازی ها برای مقامات وسیاستمداران قطری اهمّیت ویژه ای دارد . که اگر نمی داشت چه لزومی به صرف این  هزینه های هنگفت ، از کیسه سیاست و اقتصاد  می بود .<br />
امّا هدف چه می تواند باشد ؟<br />
بیشکّ این هدف هرچه که باشد بی ارتباط با شاخاب (خلیج) فارس نخواهد بود . در نظر بگیر صدها پرواز در طول یک دوره از جام جهانی به سوی کشور میزبان قرار است انجام شود که همه قرار است در بلیط و نقشه های خود شاخاب (خلیج) فارس را نمایش دهند . صدها پوستر و عکس و فیلم قرار است تولید شود که هر کدام می توانند اشاره ای داشته باشند به این شاخاب و نام جاودانش یعنی فارس . حال با در نظر گرفتن این مسئله ، به یاد آوردید تلاش های بی اندازه و البتّه سیستماتیک این کشور در جهت میزبانی این بازی ها ، آنهم در آن فصل از سال که دمای هوا در این منطقه به بیش از 50 درجه سانتی گراد می رسد ؛ چه نتیجه ای می گیرید ؟<br />
باید خود را برای یک نبرد جانانه آماده کرد ، آنهم با کسانی که به گواه اسناد فاش شده ی &#8220;ویکی لیکس&#8221;، در عین حال که به تو لبخند می زنند ، در ذهن خود طناب دار تورا می پیچند !</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/raghsesabz.wordpress.com/180/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/raghsesabz.wordpress.com/180/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/raghsesabz.wordpress.com/180/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/raghsesabz.wordpress.com/180/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/raghsesabz.wordpress.com/180/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/raghsesabz.wordpress.com/180/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/raghsesabz.wordpress.com/180/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/raghsesabz.wordpress.com/180/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/raghsesabz.wordpress.com/180/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/raghsesabz.wordpress.com/180/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/raghsesabz.wordpress.com/180/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/raghsesabz.wordpress.com/180/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/raghsesabz.wordpress.com/180/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/raghsesabz.wordpress.com/180/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=raghsesabz.wordpress.com&amp;blog=9350924&amp;post=180&amp;subd=raghsesabz&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://raghsesabz.wordpress.com/2010/12/02/%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d8%a7%d8%a8-%d9%87%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%af-%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%af-%d8%ad%d8%aa%d9%91%db%8c-%d8%a7%da%af/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/d7e9f60a1e136f31ad6ae795fb59969d?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">raghsesabz</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://www.payvand.com/news/07/mar/Persian-Gulf-Env-Art1.jpg" medium="image" />
	</item>
		<item>
		<title>آقای مشایی چرا سخنان &#8220;حسن نصرالله&#8221; را محکوم نکردید ؟!</title>
		<link>http://raghsesabz.wordpress.com/2010/11/10/%d8%a2%d9%82%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%b4%d8%a7%db%8c%db%8c-%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%b3%d8%ae%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%ad%d8%b3%d9%86-%d9%86%d8%b5%d8%b1%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87-%d8%b1%d8%a7-%d9%85%d8%ad/</link>
		<comments>http://raghsesabz.wordpress.com/2010/11/10/%d8%a2%d9%82%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%b4%d8%a7%db%8c%db%8c-%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%b3%d8%ae%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%ad%d8%b3%d9%86-%d9%86%d8%b5%d8%b1%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87-%d8%b1%d8%a7-%d9%85%d8%ad/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 10 Nov 2010 18:30:25 +0000</pubDate>
		<dc:creator>raghsesabz</dc:creator>
				<category><![CDATA[Uncategorized]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://raghsesabz.wordpress.com/?p=178</guid>
		<description><![CDATA[آقای مشایی ، مطّلع شدم که شما باز هم با کمال وقاحت ، با تکیه بر جایگاهی که عدّه ای دشمنِ جان مردم ایران ، در اختیار شما قرار داده اند . سخن پیرامون تمدّن ایرانی بر زبان رانده اید . و چه مزحک است آنگاه که می بینم کسی به راحتی از کنار سخنان [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=raghsesabz.wordpress.com&amp;blog=9350924&amp;post=178&amp;subd=raghsesabz&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>آقای مشایی ، مطّلع شدم که شما باز هم با کمال وقاحت ، با تکیه بر جایگاهی که عدّه ای دشمنِ جان مردم ایران ، در اختیار شما قرار داده اند . سخن پیرامون تمدّن ایرانی بر زبان رانده اید . و چه مزحک است آنگاه که می بینم کسی به راحتی از کنار سخنان سخیفانه ی یک رهبر سیاسی آنهم از جنس حسن نصرالله پیرامون ایران عبور می کند آنگاه که قصد یاد آوری قیمت شناخت تمدّن ایرانی را به ما دارد . بیشکّ این هم برگی خواهد بود دگر ، بر کتاب طنزهای تلخ سی و یک سال گذشته . دست کم مجال می دادید کمی طعم حوادث تلخ و شیرین در کام ما بنشیند و چند روزی بگذرد از تاریخ انتشار سخنان متّحد استراتژیکتان آنگاه چنین سخنانی را بر زبان می راندید ؛ یا دست کم از برای ظاهر سازی که یکی از دست آوردهای سال های خدمت (!) شما و امثال شما به ایران است ، چند کنایه ای هم به آن سخنان سخیفانه می زدید . </p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/raghsesabz.wordpress.com/178/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/raghsesabz.wordpress.com/178/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/raghsesabz.wordpress.com/178/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/raghsesabz.wordpress.com/178/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/raghsesabz.wordpress.com/178/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/raghsesabz.wordpress.com/178/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/raghsesabz.wordpress.com/178/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/raghsesabz.wordpress.com/178/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/raghsesabz.wordpress.com/178/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/raghsesabz.wordpress.com/178/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/raghsesabz.wordpress.com/178/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/raghsesabz.wordpress.com/178/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/raghsesabz.wordpress.com/178/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/raghsesabz.wordpress.com/178/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=raghsesabz.wordpress.com&amp;blog=9350924&amp;post=178&amp;subd=raghsesabz&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://raghsesabz.wordpress.com/2010/11/10/%d8%a2%d9%82%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%b4%d8%a7%db%8c%db%8c-%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%b3%d8%ae%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%ad%d8%b3%d9%86-%d9%86%d8%b5%d8%b1%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87-%d8%b1%d8%a7-%d9%85%d8%ad/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/d7e9f60a1e136f31ad6ae795fb59969d?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">raghsesabz</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>نامه ای به مهندس موسوی / نامه ی سوّم</title>
		<link>http://raghsesabz.wordpress.com/2010/09/08/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d9%87%d9%86%d8%af%d8%b3-%d9%85%d9%88%d8%b3%d9%88%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%db%8c-%d8%b3%d9%88%d9%91%d9%85/</link>
		<comments>http://raghsesabz.wordpress.com/2010/09/08/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d9%87%d9%86%d8%af%d8%b3-%d9%85%d9%88%d8%b3%d9%88%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%db%8c-%d8%b3%d9%88%d9%91%d9%85/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 08 Sep 2010 09:41:11 +0000</pubDate>
		<dc:creator>raghsesabz</dc:creator>
				<category><![CDATA[Uncategorized]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://raghsesabz.wordpress.com/?p=171</guid>
		<description><![CDATA[جناب مهندس موسوی ؛
فرصت در حال از دست رفتن است . لطفاً هر چه زودتر بیانه ای در نفی جنگ و خشونت ناشی از آن در هر کجای دنیا ، صادر کنید .امروز پیروزی در جنگ یعنی ، جلوگیری از وقوع یک جنگ ! چرا که همه دیگر می دانیم که یک جنگ ، حتّی بعد از شلّیک آخرین گلوله هم به پایان نمی رسد !
خوب یا بد ، مرحله ی تازه ی جنبش سبز در فضای جنگ ستیزی تعریف می شود . و بیانیه شما کمک به سزایی به ایجاد تمرکز بر روی یک موضوع در بین نیروهای گوناگون جنبش می کند . و این بار هر شهروند یک دیپلمات برای کشورش است ! نباید فراموش کرد با تاریخچه جنبش اعتراضی مردم ، سبز ؛ و آنچنان دستاوردهایی دیگر برای خنثی کردن خطر جنگ ، نیاز به کوتاه آمدن از موضع های شانزده ماه گذشته ، در پس پرده نیست .تنها کافی است همچون گذشته به ابتکارات و اندیشه های جواه ها ، اعتماد داشته باشید . وجالب اینجاست که اینجا هم موضع جنبش در تناقض آشکار با سخنان کودتاچی ها قرار می گیرد . موضع هایی در تمام این مدّت در کلام آنها پیرامون جنگ آشکار است . یعنی آغاز جگ تمام عیار و دگیر کردن هرچه بیشتر کشور های گوناگون . و این است آن نقطه اتّصال ما به اصالت وجودیمان ، یعنی مبارزه با کودتاچیان سال گذشته .
و امّا کلام آخر ؛ 
این را به عنوان یک جوان نسل سوّمی خدمتان عرض میکنم . جناب موسوی با اطمینان می گویم : حاضرم برای جلوگیری از وقوع یک جنگ ، آنچه که از دستانم بر می آید انجام دهم . در هر نقطه ای از این دنیا که باشم . ولی تردید دارم که بگویم : اگر جنگی شروع شود ، در آن به عنوان یک شهروندِ سرباز شرکت خواهم کرد !
<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=raghsesabz.wordpress.com&amp;blog=9350924&amp;post=171&amp;subd=raghsesabz&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>جناب مهندس موسوی ؛<br />
ضمن سلام ،<br />
فرصت ها به سر عت در حال از دست رفتن اند . لطفاً هر چه زودتر در صورت هم نظری با اینجانب ، خودتان ( ویا خانوم رهنورد) ، بیانه ای در نفی جنگ و خشونت ناشی از آن در هر نقطه ای از دنیا ، صادر کنید .امروز پیروزی در جنگ یعنی ، جلوگیری از وقوع یک جنگ ! چرا که همه دیگر می دانیم که یک جنگ ، حتّی بعد از شلّیک آخرین گلوله هم به پایان نمی رسد !<br />
خوب یا بد ، مرحله ی تازه ی جنبش سبز در فضای جنگ ستیزی تعریف می شود . و بیانیه شما کمک به سزایی به ایجاد تمرکز بر روی یک موضوع در بین نیروهای گوناگون جنبش می کند . و این بار هر شهروند ، یک دیپلمات برای کشورش است ! نباید فراموش کرد با تاریخچه جنبش اعتراضی مردم ، سبز ؛ و آنچنان دستاوردهایی دیگر برای خنثی کردن خطر جنگ ، نیاز به کوتاه آمدن از موضع های شانزده ماه گذشته ، در پس پرده نیست .تنها کافی است همچون گذشته به ابتکارات و اندیشه های جوان ها ، اعتماد داشته باشید .<br />
جالب اینجاست که اینبار هم موضع جنبش در تناقض آشکار با موضع کودتاچی ها قرار می گیرد . موضع هایی در تمام این مدّت در کلام آنها پیرامون جنگ آشکار است (راست یا دروغ ،درست یا غلط). یعنی آغاز یک جگ تمام عیار و درگیر کردن هرچه بیشتر کشور های گوناگون . و این است آن نقطه اتّصال ما به اصالت وجودیمان ، یعنی مبارزه با کودتاچیان سال گذشته .<br />
و امّا کلام آخر ؛<br />
این را به عنوان یک جوان نسل سوّمی خدمتان عرض میکنم . جناب موسوی با اطمینان می گویم : حاضرم برای جلوگیری از وقوع یک جنگ و نفی خشونت های ناشی از هر نوع جنگی ، آنچه که از دستانم بر می آید انجام دهم . در هر نقطه ای از این دنیا که باشم . ولی تردید دارم که بگویم : اگر جنگی شروع شود ، در آن به عنوان یک شهروندِ سرباز شرکت خواهم کرد </p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/raghsesabz.wordpress.com/171/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/raghsesabz.wordpress.com/171/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/raghsesabz.wordpress.com/171/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/raghsesabz.wordpress.com/171/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/raghsesabz.wordpress.com/171/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/raghsesabz.wordpress.com/171/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/raghsesabz.wordpress.com/171/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/raghsesabz.wordpress.com/171/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/raghsesabz.wordpress.com/171/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/raghsesabz.wordpress.com/171/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/raghsesabz.wordpress.com/171/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/raghsesabz.wordpress.com/171/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/raghsesabz.wordpress.com/171/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/raghsesabz.wordpress.com/171/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=raghsesabz.wordpress.com&amp;blog=9350924&amp;post=171&amp;subd=raghsesabz&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://raghsesabz.wordpress.com/2010/09/08/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d9%87%d9%86%d8%af%d8%b3-%d9%85%d9%88%d8%b3%d9%88%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%db%8c-%d8%b3%d9%88%d9%91%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/d7e9f60a1e136f31ad6ae795fb59969d?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">raghsesabz</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>اوّلین در دوّمین</title>
		<link>http://raghsesabz.wordpress.com/2010/09/08/%d8%a7%d9%88%d9%91%d9%84%db%8c%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%af%d9%88%d9%91%d9%85%db%8c%d9%86/</link>
		<comments>http://raghsesabz.wordpress.com/2010/09/08/%d8%a7%d9%88%d9%91%d9%84%db%8c%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%af%d9%88%d9%91%d9%85%db%8c%d9%86/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 08 Sep 2010 09:35:34 +0000</pubDate>
		<dc:creator>raghsesabz</dc:creator>
				<category><![CDATA[Uncategorized]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://raghsesabz.wordpress.com/?p=170</guid>
		<description><![CDATA[امروز اوّلین روز از دوّمین سال آغاز به کار وبلاگ من است ! و همچنان &#8221; جز انتظار و جز استقامت وطن چاره ندارد &#8220;<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=raghsesabz.wordpress.com&amp;blog=9350924&amp;post=170&amp;subd=raghsesabz&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>امروز اوّلین روز از دوّمین سال آغاز به کار وبلاگ من است !<br />
و همچنان &#8221; جز انتظار و جز استقامت وطن چاره ندارد &#8220;</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/raghsesabz.wordpress.com/170/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/raghsesabz.wordpress.com/170/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/raghsesabz.wordpress.com/170/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/raghsesabz.wordpress.com/170/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/raghsesabz.wordpress.com/170/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/raghsesabz.wordpress.com/170/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/raghsesabz.wordpress.com/170/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/raghsesabz.wordpress.com/170/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/raghsesabz.wordpress.com/170/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/raghsesabz.wordpress.com/170/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/raghsesabz.wordpress.com/170/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/raghsesabz.wordpress.com/170/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/raghsesabz.wordpress.com/170/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/raghsesabz.wordpress.com/170/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=raghsesabz.wordpress.com&amp;blog=9350924&amp;post=170&amp;subd=raghsesabz&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://raghsesabz.wordpress.com/2010/09/08/%d8%a7%d9%88%d9%91%d9%84%db%8c%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%af%d9%88%d9%91%d9%85%db%8c%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/d7e9f60a1e136f31ad6ae795fb59969d?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">raghsesabz</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>صدّام شهيد سه ميليوني &#8211; جدايي دين از دولت يا سياست ؟!</title>
		<link>http://raghsesabz.wordpress.com/2010/09/07/%d8%b5%d8%af%d9%91%d8%a7%d9%85-%d8%b4%d9%87%d9%8a%d8%af-%d8%b3%d9%87-%d9%85%d9%8a%d9%84%d9%8a%d9%88%d9%86%d9%8a-%d8%ac%d8%af%d8%a7%d9%8a%d9%8a-%d8%af%d9%8a%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d9%88%d9%84/</link>
		<comments>http://raghsesabz.wordpress.com/2010/09/07/%d8%b5%d8%af%d9%91%d8%a7%d9%85-%d8%b4%d9%87%d9%8a%d8%af-%d8%b3%d9%87-%d9%85%d9%8a%d9%84%d9%8a%d9%88%d9%86%d9%8a-%d8%ac%d8%af%d8%a7%d9%8a%d9%8a-%d8%af%d9%8a%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d9%88%d9%84/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 07 Sep 2010 11:28:56 +0000</pubDate>
		<dc:creator>raghsesabz</dc:creator>
				<category><![CDATA[Uncategorized]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://raghsesabz.wordpress.com/?p=164</guid>
		<description><![CDATA[. . . اگر منطق حاکم بررفتار دنیا را درک می کردیم و آن را در اقدام های اجتماعی خود پیاده می کردیم و اگر مسیر خالی از منطق زندگی مان را با ابزارِ بها دادن به حقوق دیگران از منطق پر می کردیم ؛ آری آنگاه شاید دیگر صدّام فقط صدّام می بود ؛ نه شهید ، نه کافر . . .مرز بین ایران و عراق بر روی نقشه ها یک خط باریک بیشتر نیست ؛ امّا همان خط باریک چه اختلاف نظری که در مورد یک شخص ایجاد نکرده است . در یک سو ، کسی کافر است و در سوی دیگرِ همان خطّ باریک ، فرد مورد نظر یک شهید با بیش از سه میلیون هوادار آن . . .چه کسی درست می گوید او که شهید می نامدش یا او که کافر ؟!  . . .آنجا که چون ندایی  نه به حکم اختلاف حاکم میان دو سوی خط باریک مرز ، که به جهت خط بطلان پهنی که گروهی قدرتمند در جامعه ما ، برروی اندیشه و فکر دیگرانی ، خارج از حلقه ی اندیشه ی خود ، کشیده اند ، از هدیه هستی ، یعنی زندگی محروم می شوند . . .جامعه ای که اگر چه در لیست مقصد ِ مهاجران دردنیا جایگاه چندانی ندارد ، امّا تفاوت دیدگاه ها و اختلاف نظرها در آن ، دست کمی از یک جامعه ی مهاجر پذیر ندارد . . .نه به جدا کردن کامل قدرت و ساختارهای آن از تفکّر و اندیشه ی صاحب قدرت ، که به جدایی و انفصال این  دو تنها در بخشی از حاکمیت ، یعنی دولت ، باور دارند . . .من در مواجهه با این طیف همواره به یاد می آورم کلام آن بزرگی را که گفته بود : برای ایجاد نوعی تغییر در یک سیستم ، باید در تک تک اجزای  آن سیستم ، تغییر مورد نظر را ایجاد کرد . . .نیازی به آغشتن دیدگاهی کهن به تبصره ای نو ،  برای چهار چوب بندی احکام سیاسی بر اساس دیدگاه غالب در جامعه ؛ و جدایی دین ، تنها از دولت  نیست . چرا که چنین منشی برای چهار چوب بندی احکام ، به گونه ای طبیعی رخ خواهد داد . . این بود نقطه ی تاریک انقلاب 57 ، یعنی اسلامی کردن ، با سیستم های اسلامی ، بدون توجه به اجزء ها . . .<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=raghsesabz.wordpress.com&amp;blog=9350924&amp;post=164&amp;subd=raghsesabz&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>چند روز پیش در یوتیوب در قسمت جستجو نوشتم &#8220;شهید&#8221; با خودم گفتم نتیجه حتماً شامل چند کلیپ از ایران خواهد بود که پیش از این ندیده ام . تنها چند لحظه طول کشید تا نتیجه ها بر روی صفحه ظاهر شوند و من را متعجّب . نکته اوّل این بود که هیچ کلیپی و تصویری از ایران پیدا نکردم . امّا نکته دوّم که برای من خیلی جالب تر بود اینکه ، بسیاری از صفحات پر بود از نام صدّام ؛ آن هم به عنوان شهید ! خیلی برام جالب بود .روی اوّلین آنها که بیش از سه میلیون و ششصد هزار نفر !!! بازدید کننده داشت ، کلیک کردم . هر لحظه که از کلیپ می گذشت متعجّب تر از قبل می شدم . با خودم می گفتم :<br />
مرز بین ایران و عراق بر روی نقشه ها یک خط باریک بیشتر نیست ؛ امّا همان خط باریک چه اختلاف نظری که در مورد یک شخص ایجاد نکرده است . در یک سو ، کسی کافر است و در سوی دیگرِ همان خطّ باریک ، فرد مورد نظر یک شهید با بیش از سه میلیون هوادار آن هم تنها در وبگاه یوتیوب . با خودم فکر می کردم آن چه چیز است سبب این چنین اختلاف نظری آن هم در عصری که ، به عصر ارتباطات شهره است ، می شود  ؟ مگر، قدرت گرفتن یک اندیشه مشخص و به تبع ، اندیشه قدرتمندان ، در یک جامعه ؟ چه کسی درست می گوید او که شهید می نامدش یا او که کافر ؟!<br />
سرانجام ، این جدل میان اندیشه ها  در ذهنم ، یک پیروز بیش نداشت ؛ آن هم آن که به من یاد آور می شد ،  این نبردِ میان آن کس یا این کس نبردی بیهوده بیش نیست ؛ مسئله از بنیان غلط است . تمام این اختلاف های به راستی بنیان افکن که بیشکّ همواره یکی از عوامل به هرز رفتن انرژی بشری در طول تاریخ بوده است ، ناشی از خود ، حقّ بینی ها ست ؛ هیچ کس درست نمی گوید !  اگر ما به حقوق اساسی یک دیگر باور داشتیم و قدرت های حاکم ، بر مبنای این حقوق ، که  امروز می توان تاحدودی تبلور آن را در اساس نامه ی حقوق بشر دید ، شکل می گرفتند ؛ اگر ظرفیت قرار گرفتن در مقابل مخالف عقیده ی  خود را داشتیم ؛ اگر منطق حاکم بررفتار دنیا را درک می کردیم و آن را در اقدام های اجتماعی خود پیاده می کردیم و اگر مسیر خالی از منطق زندگی مان را با ابزارِ بها دادن به حقوق دیگران از منطق پر می کردیم ؛ آری آنگاه شاید دیگر صدّام فقط صدّام می بود ؛ نه شهید ، نه کافر .<br />
<a href="http://www.youtube.com/watch?v=EyqOSyAVSQo">کليپ مورد نظر را در اين آدرس مي توانيد ببينيد<br />
</a><br />
متأسفانه ، امروزه ، آنقدر این تبعیض قایل شدن بین اندیشه ها در جامعه ما ، ریشه دوانده که اکنون ، اختلاف نظر ، دیگر از انتخاب شاخصی برای نام صدّام فراتر رفته و این انتخاب ها و اختلاف ها اکنون به تهدیدی برای جان فرزندان همین آب و خاک تبدیل شده . آنجا که چون ندایی  نه به حکم اختلاف حاکم میان دو سوی خط باریک مرز ، که به جهت خط بطلان پهنی که گروهی قدرتمند در جامعه ما ، برروی اندیشه و فکر دیگرانی ، خارج از حلقه ی اندیشه ی خود ، کشیده اند ، از هدیه هستی ، یعنی زندگی محروم می شوند .<br />
اکنون بعد از شانزده ماه مبارزه دیگر یقیین پیدا کرده ام که جامعه ما در آینده ، باید قدرت به دستانی ، بر کشیده شده از جامعه ، فارق از اندیشه و تفکّر ایشان ، داشته باشد . جامعه ای که اگر چه در لیست مقصد ِ مهاجران دردنیا جایگاه چندانی ندارد ، امّا تفاوت دیدگاه ها و اختلاف نظرها در آن ، دست کمی از یک جامعه ی مهاجر پذیر ندارد .<br />
این مسئله ، یعنی شکل دادن قدرت حاکم بر مبنای نا دیده گرفتن اندیشه و تفکّر عاملان قدرت ، در میان ما ایرانی ها حکایتی است بس کهن . امّا در این بین هستند گروهی که شیوه ی نگرش آنها به این مسئله ، همواره توجّه من را به خود جلب داشته . گروهی که مفهومی نو را بیان می کنند  ؛ و نه به جدا کردن کامل قدرت و ساختارهای آن از تفکّر و اندیشه ی صاحب قدرت ، که به جدایی و انفصال این  دو تنها در بخشی از حاکمیت ، یعنی دولت ، باور دارند .<br />
وقتی جویای دلیل می شوم ، در می یابم که ایشان اعتقاد به این دارند که نمی توان مسلمان بود و به اسلامی که سال هایی تشکیل حکومت اسلامی داده ، و در این زمینه حکم هایی هم دارد  باور داشت ، امّا به هنگام ورود در امور قدرت ، آنهم در جامعه ای با بافت جامعه ی ایران ، به طور کامل آنها را از یاد برد . و به این دلیل جدا کردن کامل این دو از یکدیگر ، برای این طیف ، امری غیر منطقی و بی معنی ، می نماید .<br />
من در مواجهه با این طیف همواره به یاد می آورم کلام آن بزرگی را که گفته بود : برای ایجاد نوعی تغییر در یک سیستم ، باید در تک تک اجزای  آن سیستم ، تغییر مورد نظر را ایجاد کرد . و از آن جهت است که با خود می گویم :<br />
آری ، بیشکّ بسیاری از کسان در جامعه ما به باورهای اسلامی باورمند اند ( وارد مسیحیت نمی شوم که آنها از مدّت ها پیش آیین خود را از قدرت جداکرده اند و در همین حال هیچ گاه اداره کننده ی یک حکومت دینی نبوده اند و دایه ی آن را هم نداشته اند .) و این باور مندان به باورهای اسلامی در واقع برای من همان تک تک اجزای یک سیستم اند . پس وقتی این جزء ها دارای یک ویژگی مشترک باشند ، به صورتی منطقی یک سیستم شکل گرفته از این جزء ها هم آن ویژگی را با خود به دوش می کشد . برای نمونه  در مجلسی به عنوان یک سیستم شکل گرفته  از جزء های این جامعه ( البتّه ، جامعه ای که در آن آزادی و ساختارهای لازم برای بر کشیدن نمایندگان راستین خود را داشته باشد ) به طور نا خود آگاه در تصمیم گیری ها بر اساس باور های خود دست به تصمیم سازی می زنند ؛ بر طبق آنچه که نا خود آگاه ایشان به آنان حکم می کند . ناخودآگاهی که در فضایی به گستردگی اختلاف اندیشه ها و سلیقه های جامعه ی ما ، شکل گرفته . و این است که به باور من ، نیازی به آغشتن دیدگاهی کهن به تبصره ای نو ،  برای چهار چوب بندی احکام سیاسی بر اساس دیدگاه غالب در جامعه ؛ و جدایی دین ، تنها از دولت  نیست . چرا که چنین منشی برای چهار چوب بندی احکام ، به گونه ای طبیعی رخ خواهد داد .<br />
و شاید این بود نقطه ی تاریک انقلاب 57 ، یعنی اسلامی کردن ، با سیستم های اسلامی ، بدون توجه به اجزء ها .</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/raghsesabz.wordpress.com/164/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/raghsesabz.wordpress.com/164/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/raghsesabz.wordpress.com/164/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/raghsesabz.wordpress.com/164/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/raghsesabz.wordpress.com/164/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/raghsesabz.wordpress.com/164/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/raghsesabz.wordpress.com/164/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/raghsesabz.wordpress.com/164/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/raghsesabz.wordpress.com/164/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/raghsesabz.wordpress.com/164/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/raghsesabz.wordpress.com/164/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/raghsesabz.wordpress.com/164/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/raghsesabz.wordpress.com/164/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/raghsesabz.wordpress.com/164/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=raghsesabz.wordpress.com&amp;blog=9350924&amp;post=164&amp;subd=raghsesabz&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://raghsesabz.wordpress.com/2010/09/07/%d8%b5%d8%af%d9%91%d8%a7%d9%85-%d8%b4%d9%87%d9%8a%d8%af-%d8%b3%d9%87-%d9%85%d9%8a%d9%84%d9%8a%d9%88%d9%86%d9%8a-%d8%ac%d8%af%d8%a7%d9%8a%d9%8a-%d8%af%d9%8a%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d9%88%d9%84/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/d7e9f60a1e136f31ad6ae795fb59969d?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">raghsesabz</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>قراری دیگر ؛ روز ایران</title>
		<link>http://raghsesabz.wordpress.com/2010/08/25/%d9%82%d8%b1%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%af%db%8c%da%af%d8%b1-%d8%9b-%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/</link>
		<comments>http://raghsesabz.wordpress.com/2010/08/25/%d9%82%d8%b1%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%af%db%8c%da%af%d8%b1-%d8%9b-%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 25 Aug 2010 13:54:29 +0000</pubDate>
		<dc:creator>raghsesabz</dc:creator>
				<category><![CDATA[Uncategorized]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://raghsesabz.wordpress.com/?p=157</guid>
		<description><![CDATA[این روزها باز هم سخن از قرار بعدی ، حجم خالی میان ما را پر کرده است . سخن از روز قدس . روزی که یک سال بعد از آنکه با شعار های خود جوش مردم ، اصل وجودیش به خطر افتاد ، اکنون تغییر نام داده ؛ روز ایران ! آری همه از رفتن [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=raghsesabz.wordpress.com&amp;blog=9350924&amp;post=157&amp;subd=raghsesabz&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>این روزها باز هم  سخن از قرار بعدی ، حجم خالی میان ما را پر کرده است . سخن از روز قدس . روزی که یک سال بعد از آنکه با شعار های خود جوش مردم ، اصل وجودیش به خطر افتاد ، اکنون تغییر نام  داده ؛ روز ایران ! آری همه از رفتن  می گویند امّا آیا بعد از چیزی حدود سی و سه قرار اعترضی باز هم ما برای قراری جدید به همان اندازه برای رفتن نیاز مند تبلیغ هستیم که در ابتدا ؟ به گمان من نه . دیگر بسیاری از ما می دانم قرار بدی چه زمانی می تواند باشد امّا آیا می دانیم برای مواجهه با شرایطی پیش بینی نشده ، نظیر آنچه که در بیست و دوم بهمن رخ داد چه واکنشی باید از خود نشان بدهیم ؟<br />
آنچه نیاز این روزها است ، به عقیده من پرداختن به مسائلی نظیر این است ؛ نه صرف تبلیغ برای حضور . امری که به نظر من بیشتربر دوش فعّالانی است که همواره در بسط تفکّر بدون خشونت تلاش داشته اند و تا امروز کمک های قابل تقدیری به پیشبرد این جنبش کرده اند . امّا نمی دانم که چرا این روز ها ، ایشان بسیار کمتر از آنچه که باید ، کلام و قلمشان در رسانه ها دیده می شود .</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/raghsesabz.wordpress.com/157/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/raghsesabz.wordpress.com/157/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/raghsesabz.wordpress.com/157/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/raghsesabz.wordpress.com/157/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/raghsesabz.wordpress.com/157/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/raghsesabz.wordpress.com/157/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/raghsesabz.wordpress.com/157/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/raghsesabz.wordpress.com/157/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/raghsesabz.wordpress.com/157/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/raghsesabz.wordpress.com/157/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/raghsesabz.wordpress.com/157/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/raghsesabz.wordpress.com/157/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/raghsesabz.wordpress.com/157/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/raghsesabz.wordpress.com/157/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=raghsesabz.wordpress.com&amp;blog=9350924&amp;post=157&amp;subd=raghsesabz&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://raghsesabz.wordpress.com/2010/08/25/%d9%82%d8%b1%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%af%db%8c%da%af%d8%b1-%d8%9b-%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/d7e9f60a1e136f31ad6ae795fb59969d?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">raghsesabz</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>نگرشی که از برکه ی  پستوها به نهر روان رسانه ها وارد شده</title>
		<link>http://raghsesabz.wordpress.com/2010/08/08/%d9%86%da%af%d8%b1%d8%b4%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%d8%a8%d8%b1%da%a9%d9%87-%db%8c-%d9%be%d8%b3%d8%aa%d9%88%d9%87%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d9%86%d9%87%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d8%b3/</link>
		<comments>http://raghsesabz.wordpress.com/2010/08/08/%d9%86%da%af%d8%b1%d8%b4%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%d8%a8%d8%b1%da%a9%d9%87-%db%8c-%d9%be%d8%b3%d8%aa%d9%88%d9%87%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d9%86%d9%87%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d8%b3/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 08 Aug 2010 18:09:08 +0000</pubDate>
		<dc:creator>raghsesabz</dc:creator>
				<category><![CDATA[Uncategorized]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://raghsesabz.wordpress.com/?p=150</guid>
		<description><![CDATA[پانزدهمین قسمت سری جدید برنامه پارازیت مصاحبه ای داشت با خانوم "مسیح علی نژاد" . در این مصاحبه خانوم علی نژاد در جواب به یک سؤال پاسخی دادند که سبب شد تا من این مطلب را بروی وبلاگم قرار بدهم . مجری برنامه ، آقای کامبیز حسینی ، از ایشان پرسیدند : خانوم علی نژاد نام شما چیست ؟ آیا نام دیگری هم دارید ؟ مسیح در پاسخ گفت (نقل به مضمون )اسم من مسیح علی نژاد است و بله من نام دیگری هم دارم ؛ معصومه . داستان انتخاب نام مسیح را هم ایشان این گون شرح دادند که ؛ در دوران جوانی یک نفر عاشق من شد و من را مسیح صدا کرد وبرای من این نام جالب بود و به همین دلیل این نام را برای خودم بر گزیدم ؛ اگرچه آن فرد از من خوشش نیامد و من را ترک کرد .
 " اگرچه آن فرد از من خوشش نیامد و من را ترک کرد ... "  به یاد نمی آورم هیچ زمانی را که خانومی ایرانی در مقابل میلیونها انسان اینچنین با اعتماد به نفس از مسائل عاشقانه ی زندگی خود سخن گفته باشد . البتّه بدون تردید می توان گفت چنین نگرش و ادبیاتی مدّت هاست که در وبلاگ ها و صفحه های شخصی دختران قابل مشاهده است ؛ امّا این که خانومی چشم در چشم میلیونها انسان چنین سخنانی را به زبان آورد کم سابقه یا بهتر است بگویم بی سابقه است . بله این مصاحبه به باورم خبر از تبدیل شدن چنین شیوه ی نگرش و ادبیاتی ، از یک ادبیات کاملاً شخصی و حتّی محرمانه ی بین دختران به یک گفتمان معمول جامعه می دهد . 
من بابت این مسئله دو بار به خودم تبریک می گویم ؛ یک بار به این جهت که در جامعه ای زندگی می کنم که بیشکّ آینده ی روشنی دارد . چرا که اعتقاد دارم آینده ی روشن جامعه ی ما در گرو اندیشه ی روشن بانوان جامعه ما است ؛ یا به بیان دیگر، جهتِ حرکت زنان در جامعه ی ما نقش به سزایی در تعیین جهت حرکت کلّی جامعه دارد . پس وقتی حرکت این بخش از اجتماع را بتوان رو به جلو یافت ، می توان حرکت کلّی جامعه را هم رو به جلو دید . امری که بار ها در یک سال گذشته علائم آن مشاهده شده است واین مصاحبه صرفاً یاد آوری مجدّد این نکته به من بود . مسئله ی دیگری که جای تبریکی برای من فراهم کرده مربوط به امنیت خاطری است که زنان امروز ایران در مواجهه با جامعه فعلی ایران و به ویژه مردان این جامعه احساس می کنند . بگذارید کمی لحن را تغییر بدهم و کمی عاطفی این مسئله را شرح بدهم . به نظر من زنان و دختران را می توان همچون گلهایی تصوّر کرد که زیبایی های خود را به نمایش نمی گذارند ، مگر در یک فضای آرام و به دور از تنش . گل هایی که با کوچکترین ارتعاش و لرزشی ، گلبرگ های خود را جمع می کنند و از مقابل دیدگان محو می شوند . و من فکر می کنم زنان امروز ما تا حدودی به این احساس امنیت دست یافته اند و امروز به مراتب کمتر از صدها سال پیش دغدغه ی بسیاری از مسائلی که آرامش آنها را بر هم می زند ، دارند . و این برای جامعه ما با چنین حاکمانی جای تبریک دارد . امّا هنوز هم مسائلی هست که آنان را آزار بدهد و  ایشان دغدغه آن را داشته باشند . به امید روزی که این بخش از جامعه ی ما به آن فضای ایده آل  خود و آری از هرنوع تنشی دست یابند .
<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=raghsesabz.wordpress.com&amp;blog=9350924&amp;post=150&amp;subd=raghsesabz&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>پانزدهمین قسمت سری جدید برنامه پارازیت مصاحبه ای داشت با خانوم &#8220;مسیح علی نژاد&#8221; . در این مصاحبه خانوم علی نژاد در جواب به یک سؤال پاسخی دادند که سبب شد تا من این مطلب را بروی وبلاگم قرار بدهم . مجری برنامه ، آقای کامبیز حسینی ، از ایشان پرسیدند : خانوم علی نژاد نام شما چیست ؟ آیا نام دیگری هم دارید ؟ مسیح در پاسخ گفت (نقل به مضمون )اسم من مسیح علی نژاد است و بله من نام دیگری هم دارم ؛ معصومه . داستان انتخاب نام مسیح را هم ایشان این گونه شرح دادند که ؛ در دوران جوانی یک نفر عاشق من شد و من را مسیح صدا کرد وبرای من این نام جالب بود و به همین دلیل این نام را برای خودم بر گزیدم ؛ اگرچه آن فرد از من خوشش نیامد و من را ترک کرد .<br />
 &#8221; اگرچه آن فرد از من خوشش نیامد و من را ترک کرد &#8230; &#8221;  به یاد نمی آورم هیچ زمانی را که خانومی ایرانی در مقابل میلیونها انسان اینچنین با اعتماد به نفس از مسائل عاشقانه ی زندگی خود سخن گفته باشد . البتّه بدون تردید می توان گفت چنین نگرش و ادبیاتی مدّت هاست که در وبلاگ ها و صفحه های شخصی دختران قابل مشاهده است ؛ امّا این که خانومی چشم در چشم میلیونها انسان چنین سخنانی را به زبان آورد کم سابقه یا بهتر است بگویم بی سابقه است . بله این مصاحبه به باورم خبر از تبدیل شدن چنین شیوه ی نگرش و ادبیاتی ، از یک ادبیات کاملاً شخصی و حتّی محرمانه ی بین دختران به یک گفتمان معمول جامعه می دهد .<br />
من بابت این مسئله دو بار به خودم تبریک می گویم ؛ یک بار به این جهت که در جامعه ای زندگی می کنم که بیشکّ آینده ی روشنی دارد . چرا که اعتقاد دارم آینده ی روشن جامعه ی ما در گرو اندیشه ی روشن بانوان جامعه ما است ؛ یا به بیان دیگر، جهتِ حرکت زنان در جامعه ی ما نقش به سزایی در تعیین جهت حرکت کلّی جامعه دارد . پس وقتی حرکت این بخش از اجتماع را بتوان رو به جلو یافت ، می توان حرکت کلّی جامعه را هم رو به جلو دید . امری که بار ها در یک سال گذشته علائم آن مشاهده شده است واین مصاحبه صرفاً یاد آوری مجدّد این نکته به من بود . مسئله ی دیگری که جای تبریکی برای من فراهم کرده مربوط به امنیت خاطری است که زنان امروز ایران در مواجهه با جامعه فعلی ایران و به ویژه مردان این جامعه احساس می کنند . بگذارید کمی لحن را تغییر بدهم و کمی عاطفی این مسئله را شرح بدهم . به نظر من زنان و دختران را می توان همچون گلهایی تصوّر کرد که زیبایی های خود را به نمایش نمی گذارند ، مگر در یک فضای آرام و به دور از تنش . گل هایی که با کوچکترین ارتعاش و لرزشی ، گلبرگ های خود را جمع می کنند و از مقابل دیدگان محو می شوند . و من فکر می کنم زنان امروز ما تا حدودی به این احساس امنیت دست یافته اند و امروز به مراتب کمتر از صدها سال پیش دغدغه ی بسیاری از مسائلی که آرامش آنها را بر هم می زند ، دارند . و این برای جامعه ما با چنین حاکمانی جای تبریک دارد . امّا هنوز هم مسائلی هست که آنان را آزار بدهد و  ایشان دغدغه آن را داشته باشند . به امید روزی که این بخش از جامعه ی ما به آن فضای ایده آل  خود و آری از هرنوع تنشی دست یابند .</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/raghsesabz.wordpress.com/150/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/raghsesabz.wordpress.com/150/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/raghsesabz.wordpress.com/150/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/raghsesabz.wordpress.com/150/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/raghsesabz.wordpress.com/150/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/raghsesabz.wordpress.com/150/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/raghsesabz.wordpress.com/150/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/raghsesabz.wordpress.com/150/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/raghsesabz.wordpress.com/150/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/raghsesabz.wordpress.com/150/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/raghsesabz.wordpress.com/150/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/raghsesabz.wordpress.com/150/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/raghsesabz.wordpress.com/150/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/raghsesabz.wordpress.com/150/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=raghsesabz.wordpress.com&amp;blog=9350924&amp;post=150&amp;subd=raghsesabz&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://raghsesabz.wordpress.com/2010/08/08/%d9%86%da%af%d8%b1%d8%b4%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%d8%a8%d8%b1%da%a9%d9%87-%db%8c-%d9%be%d8%b3%d8%aa%d9%88%d9%87%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d9%86%d9%87%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d8%b3/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>15</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/d7e9f60a1e136f31ad6ae795fb59969d?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">raghsesabz</media:title>
		</media:content>
	</item>
	</channel>
</rss>
