دوشنبه 25 بهمن 1389 : عدم حرکت و اعتراض مردم آذربایجان و تبریز . تبریزی که امروز بیش از هر زمان دیگری در طول سی و دو سال گذشته ، زیر سلطه و نفوذ تجزیه طلبان است . آنها که سوابق تاریخی اسلافشان به روشنی و کاملاً مستند ، ننگِ وابستگی به بیگانگان و از جمله شوروی را با خود به همراه دارد .
سه شنبه 26 بهمن 1389 : انقاد روشن مقامات روسیه از ایالات متّحده به خاطر اعلام حمایت از حرکت مردم در 25 بهمن و موضعی که بوی پشتیبانی حتّی از براندازی نظام جمهوری اسلامی را می دهد . ( بر خلاف سال گذشته که علیرغم چنان تظاهرات هایی حاضر به وارد شدن به موضوع ایران از درب قدرت و محکومیت صریح خشونت علیه مردم ایران ، نشدند .)
داخل پرانتز : نمی دانم چرا ، ولی در طول نوشتن این چند خط همواره ، به یاد می آورم آن گمانه زنی هایی را که پیرامون وابستگی مستدلّ کسی چون ری شهری به روسیه و شوروی شنیده ام . همان کسی که مسبب اعدام شخصی بود که به سرعت پس از انقلاب 57 ، نسبت به بیرون راندن وابستگان روسیه از کشور ، اقدام کرد ؛ یعنی صادق قطب زاده .
و همچنین قابل توجّه جبهه مشارکت :
من به عنوان کسی که در تمام مدّت پس از انتخابات سعی در روشنگری مردم داشته و در بسیاری از تجمّعات شرکت کرده و سینه خود را سپر بلا کرده ، اعلام می کنم اینجانب به کمتر از یک رفراندم با حضور نیرو های گوناگون و متشکّل از تک تک هوطنانم رضایت نخواهم داد . رفراندومی که فکر می کنم دست کم باید یکسال پس از خلع قدرت از دست تمامیت خواهان برگزار شود تا بواسطه ی این فاصله ی زمانی ، آنها که امکانات قابل توجّهی در طول تمام این سال ها در اختیار نداشته اند ، فرصت رساندن صدای خود به مردم را پیدا کنند .
و می دانم بسیاری از همراهان این حرکت و جنبش که ای بسا سابقه ی همکاری با بسیج و حکومت را دارند ، هیچ ابایی از برگزای یک رفراندوم در یک محیط برابر را ، بر خلاف آنچه که عدّه ای تبلیغ می کنند ، ندارند . چرا که به باور من ، در میان ایرانیان همواره محکوم کردن عدّه ای کثیر به خواسته ی اندکی قلیل ، نکوهیده قلمداد میشده است . اگرچه در طول این سالها عدّه ای بر آن شدند این سرمایّه ی اجتماعی ایرانیان را با پیش کشیدن بحث های نوظهور و مذهبی ، از میان ببرند ؛ امّا من جامعه ایران را ، بدور از اختلاف افکنی های سیستماتیک ، آماده پذیرش نظر غالب می دانم . جامعه ای که مردمان عادّی برایشان تلاش برای آبادانی کشور در یک فضای با ثبات و امنیت ، مهمتر از نام آن اندیشه ای است که حاکم است ، اسلام یا . . .
و در آن رفراندوم ای بسا کسانی چون من ، یک قانون اساسی سکولار و یک نظام مبتنی بر رای مردم ، و بدور از محور قرار گرفتن یک فرد را برگزینند .
• تلاش می کنم در روز های پیش رو شرحی از مشاهدات خودم در 25 بهمن ارائه کنم . امّا اکنون نوشتن و انتشار این چند خط را مهمتر و واجب تر می دانم .