آنچه در ادامه می آمد مشاهدات شخصی من در طول مسیر میدان انقلاب تا امام حسین ، از حوالی ساعت چهار بعد از ظهر به بعد می باشد .
از غرب وارد میدان انقلاب شدم . با نزدیک شدن به میدان انقلاب ، تعدادی از ماشین های اداره ی آگاهی از قبیل بنز و همچنین ون ، که در اطراف میدان پهلو گرفته بودند ، قابل مشاهده بود . در کنار این ماشین های دولتی ، تعدادی اتومبیل های شخصی بدون هیچ آرم و پلاک دولتی قابل مشاهده بودند که به احتمال قریب به یقین مربوط می شدند به گردان لباس شخصی . عرض خیابان کارگر را طی کردم ، در ظلع شمال شرق میدان ، چیزی توجه من را خیلی به خود جلب کرد ، چیزی که بویی از طرحی تازه در روش های سرکوب و اوباش گری حکومت داشت ، اتوبوسی بدون پلاک و شماره و پر از نیروهایی فاقد هیچ گونه لباس رسمی و سازمانی . تا اکنون هیچگاه ندیده بودم اینچنین عیان و روشن تعداد زیادی از لباس شخصی ها را در گوشه ای از منطقه ی عملیاتی مردم استقرار بدهند .
چند قدمی جلو آمدم و از عرض خیابان انقلاب گذشتم ، در میان جمعیت جوان داخل پیاده رو به سوی جنوب حرکت کردم . در میانه ی راه حضور یکی دو مامور نیروی انتظامی که از مغازه ای به مغازه ی دیگر می رفتند ، توجه من را به خود جلب کردند . تقریباً تا مقابل درب اصلی دانشگاه به پیشرفتم و پس آن تغییر مسیر دادم به سوی شمال . متوجه شدم ماموران نیروی انتظامی که پیش از این دیده بودم ، در حال اجبار مغازه داران به بستن مغازه ها و پاساژ ها هستند . به بهانه ی خرید وارد یک مغازه شدم . همزمان با ورود من مامور نیروی انتظامی از مغازه خارج شد . به مغازه داران گفته بودند زودتر مغازه را تعطیل کنید . هنگام تحویل گرفتن سفارشم به مغازه دار گفتم ،
داستان چیه ؟ چرا همه مغازه ها دارند تعطیل می کنند ؟
با ناراحتی و صدای بلند گفت :
هیچی بابا ، فردا خامنه ای می خواد بیاد نماز بخونه و اینها دارن از حالا امنیت برقرار می کنند ! از یه روز قبل اومدند اینجا امنیت برقرار کنند ! (توجه کنید ، مغازه دار پسر جوانی بود و اصلاً اطّلاعی نداشت عدّه ای قرار گذاشته اند تا امروز دست به تظاهرات بزنند و به گمانم حتماً بسیاری از کسان دیگر هم که حضور ماموران را در خیابان ها دیده اند اینگونه این مساله را برای خود توجیه کرده اند )
از مغازه بیرون آمدم ، به سوی شرق ادامه ی مسیر دادم . در طول مسیر حضور تعدای موتور سوار در خیابان توجه من را به خود جلب کردند . موتور سوارانی که تعدادی شان سرباز بودند و تعدادی شان نیز جزو گردان لباس شخصی بودند .(بد نیست در این نقطه یک مساله را خاطر نشان کنم ، و آن اینکه از پس از تاریخ 22 بهمن سال گذشته ، با تردّد در شهر می توان مونور سوارانی را پیدا کرد که بر روی موتور هایی بدون هیچ گونه پلاک و مشخّصه ای ، در حال تردّد در سطح شهر اند . بِرند موتور های این موتور سوارها یا همان اعضای گردان لباس شخصی معمولاً «تریل» و «کاوازاکی» است . که این موتور های غالباً تازه کار و یک شکل ، و همچنین فاقد پلاک می توانند گواهی دهنده ی یک تشکیلات نو ظهور در میان لباس شخصی ها و همچنین سپاه محمّد رسول الله باشند . تشکیلاتی که یکی ازوظایفش گشت زنی و رصد اوضاع خیابان های تهران ، حتّی در روز های عادّی است )
در ادامه ی مسیر به چهار راه ولی عصر رسیدم . همانطور که انتظر داشتم آنجا هم تعدادی ماشین و مامور قابل دیدن بودند . نبش خیابان ولیعصر و انقلاب ، داخل خیابان ولیعصر ، یک ون نیروی انتظامی قابل مشاهده بود . همچنین در مقابل پارک دانشجو نیز دو بنز سواری نیروی اتظامی قابل مشاهده بودند . نکته قابل توجه اینکه ، تقریباً از این منطقه به بعد ، ما شاهد حضور اتومبیل راهنمایی رانندگی به جای گشت های آگاهی هستیم . اتومبیل هایی که ، در هر منطقه ای که به چشم می آیند مستقر شده اند ؛ از خیابان باریکی مثل خارک گرفته تا زیر پل کالج . در نزدیکی میدان فردوسی ، هر چند متر یک سرباز مستقر شده بود ، آنهم سرباز های راهنمایی و رانندگی ، البتّه با آرایشی که خاصّ شرایط سرکوب حرکت های اعتراضی است نه کنترل اتومبیل ها .
سوار بر یک پیکان از میدان فردوسی ، به سوی میدان امام حسین راهی شدم . راننده و نفر جلویی متوجّه حضور غیر عادّدی نیروها ی انتظامی شده بودند . نفر جلویی یک پسر جوان و البتّه با ظاهری کاملاً بسیجی بود . برام خیلی جالب بود که از قرار تجمّع امروز خبر داشت . می گفت بچّه ها (!) توی اینترنت قرار می گذارند بیان بیرون تا اینها را سر کار بگذارند . اینها (حکومتی ها ) هم نیروها شان را در خیابان مستقر می کنند . برای این هم که بگویند نترسیده اند ، فقط ماشین های راهنمایی و رانندگی را آورده اند ( تا قبل از این متوجّه این مسئله نشده بودم ، به نظرم منطق درستی را پیروی می کرد) . با یک دید خوشبینانه ، پسر جوان باید از ریزشی های حوادس بیست ماه گذشته ، می بود . وقتی به وی نگاه می کردم ، حس می کردم او ثمره همین اطّلاع رسانی هاست ، ثمره ی ساعت ها زحمت که بچّه ها در داخل و خارج کشور به خود تحمیل کرده ند . او نشانه بود ، نشانه ی شنیده شدن یک صدا …
وقت پیاده شدن بود . در میدان امام حسین تعداد زیادی نیرو و خودرو های نیروی انتظامی قابل مشاهده بود . حجم نیرو ها به چشم من ، با توجّه به مکان ، یعنی میدان امام حسین ، زیاد بود . پیش از این ، مگر در مراسم تاسوعا و عاشورای 88 به یاد ندارم که در میدان امام حسین درگیری شدید پیش آمده باشد . و به همین جهت اصلاً انتظار چنین حضوری که کاملاً قابل مقایسه با نیرو های میدان انقلاب بودند ، را ، در میدان امام حسین نداشتم . نیرو ها منتشکّل بودند از بنز های نیرو ی انتظامی ، سرباز ها و ون ها و همچنین ، همچون میدان انقلاب ، خودرو و یا خودرو هایی با پلاک های شخصی و بدون هیچ گونه نشان خاصّ که به طور کاملاً مشخّص متعلّق بودند به نیرو های لباس شخصی .
مشاهدات پنجشنبه ، چهاردهم بهمن ماه 1389
فوریه 3, 2011 بدست raghsesabz
امروز همون ساعتها از خیابان آزادی می رفتم امام حسین داخل راهنمایی ورانندگی مرکز تو خیابان پا
آزادی اون ماشین ضد شورش رو که از چین وارد کردند دیدم پارسل 22 بهمن وامسال 22خرداد هم تو همین حیاط راهنمایی ورانندگی بودالبته امروز گویا آماده تر به نظر می رسید